X
تبلیغات
رایتل

پنج‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1385 12:18 ق.ظ نویسنده: دخت اسپادان نظرات: 14 نظر چاپ

اگه یه روز من مُردم و تو منو دوست داشتی پنج شنبه ها بیا سرِ مزارم و گلِ سرخی رو روی قبرم بذار تا همیشه اون گلی که بهت داده بودم رو به خاطرم بیارم … ولی.. اگه تو مُردی … من فقط یه بار میام مزارِت .. میام و اون دسته گلِ سفیدِ مریم رو که با خون خودم سرخشون کردم ، برات هدیه میکنم وعاشقانه کنارت جون میدم تا بدونی هیچ وقت تنها نیستی

داشتم با خودم فکر میکردم که اگه تو را دیدم به تو چی بگم.

قلب گفت:بگو دوستت دارم.

چشم گفت:بگو در فراقت گریه میکنم.

بینی گفت:بگو بوی تو را در گلستانها میشنوم.

پا گفت:بگو با تو قدم خواهم زد.

دست گفت:بگو دست تو را خواهم گرفت.

گوش گفت:بگو حرفهای دل تو را خواهم شنید.

مغز گفت:در مقابل او سکوت کن.

وقتی ترا دیدم به حرف دلم گوش کردم و گفتم:دوستت دارم.

ولی تو چیزی نگفتی و مرا ترک کردی

و من با خود گفتم:ای کاش سکوت میکردم...

ولی میدانم اگر به من علاقه ای داشتی

هیچوقت ترکم نمیکردی

و این واقعیت را جز مغز هیچ عضوی از بدنم نپذیرفت...

"