X
تبلیغات
رایتل

وصیت

پنج‌شنبه 30 فروردین‌ماه سال 1386 01:10 ب.ظ نویسنده: دخت اسپادان نظرات: 4 نظر چاپ

سلام به همه دوستان عزیزم

البته متن یخوره غمناکه ولی خوب به نظرم قشنگ اومد
گفتم بنویسمش اینجا
امیدوارم که خوشتون بیاد
اون انگلیسی هم یه چیز دیگس

زهر جا بگذرد تابوت من غوغا به پا خیزد                       چه سنگین می رود این مرده از بس آرزو دارد

 

وصیت می کنم وقتی که مردم چشمهایم را نبندید ،‌ همه بفهمند چشم انتظارت بودم

دستهایم را از تابوت بیرون بگذارید تا مردم بفهمند چیزی با خودم نبرده ام و به آنچه خواسته ام نرسیده ام.

وقتی مردم  بر روی قلبم قالب یخی بگذارید تا به جای تو اشک بریزد.

روی قبرم تکه یخ عظیمی قرار دهید تا با اولین اشعه خورشید آب شود تا همه بدانند وجودم مثل یخ آب شد.

بر روی قلبم چیزی ننویسید تا هر چه زودتر از خاطره ها محو شوم ...

 

 

You have given so much to me ;

A love that will last

Through years and challenges a sense of caring and sharing that I can treasure

You are someone wonderful ;

You are my closest friend

I LOVE YOU