X
تبلیغات
رایتل

کشتی

دوشنبه 21 آبان‌ماه سال 1386 12:24 ب.ظ نویسنده: دخت اسپادان نظرات: 3 نظر چاپ

شبی یک کشتی بخار در حالی که دریا را می پیمود گرفتار طوفان شد کشتی چنان تکان می خورد که همه مسافران بیدار شدند آنان وحشت زده از طوفان تسلط بر خود را از دست داده بودند برخی از آنان فریاد می کشیدند و عده ای دعا می کردند . دختر

هشت ساله ناخدای کشتی نیز آنجا بود سر وصدای بقیه او را از خوب بیدار کرد از مادرش پرسید : مادر چی شده ؟ مادر گفت که طوفانی غیرمنتظره کشتی را گرفتار کرده است . کودک پرسید : آیا پدر پشت سکان است ؟ مادرش پاسخ داد : بله پدر پشت سکان است دختر با شنیدن پاسخ دوباره به رختخواب برگشت ودرعرض چند دقیقه به خواب فرو رفت. باد همچنان می وزید و امواج خروشان پیش می آمدند کشتی هنوز تکان می خورد اما دخترک نمی ترسید چرا که پدرش پشت سکان بود .